امضا

«امضای من دست مرا خالی می‌کند، از مشت من چیزی می‌افتد و یا که چیزی از مچ من می‌افتد. همیشه اتفاق از بالا می‌افتد. اینجا ولی، در پایین، اتفاقی را که در بالا افتاده است دوباره می‌اندازد. یعنی امضا برای چیزی که افتاده است می‌افتد. او چیزی را می‌اندازد که پیش از این افتاده است و من چیزی را می‌اندازم که بعد از این اتفاق می‌افتد: فراموشی (نسیان)، اتفاقی است که در آینده می‌افتد.»

 Ma signature fait la vide dans ma main. Quelque chose tombe de mon poing, ou de mon poignet tombe quelque  chose. Cela vient toujours d'en haut. Pourtant ici, elle reproduit en bas ce qui en haut et advenu. La signature se reproduit pour quelque chose déjà produit. Elle projette quelque chose déjà projeté. Et moi je projette quelque chose qui adviendra par la suite: l'oublie. Ce qui se produit dans l'avenir. 

منِ گذشته امضا

یداله رویایی

  
نویسنده : سایه ; ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ اسفند ،۱۳۸٦
تگ ها :