روزنامه

«مثل روزنامه‌ای
که کلماتش مچاله شده باشد
کلمه‌ای که جوهرش پخش شده باشد
جوهری که رنگش پریده باشد
مثل رنگی...
میان شاه‌‍‌عباسی‌ها
ترنج‌ها و اسلیمی‌ها
دراز کشیده
به تکه‌ای از آفتاب می‌نگرم
که به درون خزیده است

مثل بیدی
که در گنجه‌ی لباسی فرو رفته است
گنجه‌ی لباسی که درش بسته است
دری که کرمش از درون جویده است
کرمی که آفتابش پرورده است
آفتابی که زرد کرده است
کلمات مچاله‌ی روزنامه را...
میان شاه‌عباسی‌ها
ترنج‌ها و اسلیمی‌‌ها
نگاه می‌کنم
به تکه‌ای از آفتاب.»

مهین صدری – ماهنامه فرهنگی هنری ارژنگ – شماره 1- آبان 1387

  
سایه ; ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸٧

+


فید منتخب من