افکندشان نیم‌وهمی در گمان

لابه‌لای واژه‌هایی که پا به پا می‌کنند تا صف بکشند به آراستن جمله‌ای، پی آن «شور» که شاعران به توصیفش غزل می‌سرایند، نباش. نه آن‌که پنهان شود گوشه‌ی ترکیب‌ها و کلمه‌ها و به چشم نیاید، نه؛ درخشش‌اش در بند حرف‌ها کدر می‌شود. ادبیات دست و پا شکسته هم تا نیمه‌‌ی راه غریب نوازی می‌کند، پیمودن باقیش دل آشنای بلدراه می‌خواهد.

بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما

زیرا نمی‌دانی شدن همرنگ ما همرنگ ما

  
نویسنده : سایه ; ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ بهمن ،۱۳۸٧
تگ ها :