ملاح گمشده

«با ما که در کرانه‌ی نامأنوس

از تخته پاره‌های به ساحل رسیده، کشتی ساختیم

با ما که سال‌ها در انتظار باد موافق

بر چارخانه‌ی پتوی زندان

شطرنج دستگرمی تبعید باختیم

با ما که موج‌های هوا را

اندوختیم در ریه‌های مریضمان و

با تمام قوت در عرصه‌ی شفیق شفق پیش تاختیم

با ما هنوز هیچ معین نیست

نه سایه‌ی جزایر زرین ، نه لجه‌ی دفینه اعماق

نه توشه‌ی ادامگی راه

نه راه بازگشت.»

شعری منتشر نشده از محمدعلی سپانلو – مجله ایراندخت شماره 48

  
نویسنده : سایه ; ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ اسفند ،۱۳۸۸
تگ ها :