ساعت چند است؟

ناگهان زنی نیستم که‌ دیروز بود
در قلبم یخ زده‌ام
در سرزنش‌ها پنهانم
و هنوز باور دارم که‌ چیزی اشتباه‌ بوده‌ است
بسیار دورتر از آن‌جا که‌ هستم، ایستاده‌ام
آن سایه‌ای که‌ رویِ زمین می‌کشیدم، کور شده، با من نیست...
هرگز نگفتم چیزی اشتباه‌ بود
همه‌چیز آسان بود در زنِ روزهایِ رفته‌ام
که‌گوشه‌ای پنهان است و گریه‌ می‌کند
در اتفاق‌هایِ ساده‌اش
و نگفته ‌هرگز: خدا واقعن ساعت چند است؟

سحر بیانی

  
نویسنده : سایه ; ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ آذر ،۱۳٩۱
تگ ها :