سفر

"... هرچه آورده باشی به سفر

بر می‌گردانی

چشم‌ها را اگر؛ عکس‌ها را

دل را اگر؛ گستردگی‌اش را

هرچه در جایی از چیزی جان می‌گیرد

این‌جا, عمارت‌ها از دیرین بودن‌شان جان گرفته‌اند

اسکله‌ها از شعر حرکت کشتی‌ها

قدیسان از پژواک ناقوس‌ها و نام‌هاشان

تقویم روزها از کارناوال‌های خنده و شادی

ویترین‌ها از مد و بلور

کافه‌بارها از جهانگردان

و من

از غربت همه‌جاگیر"

بخشی از شعر "ونیز", فرشته ساری

  
نویسنده : سایه ; ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ مهر ،۱۳٩٢
تگ ها :