دلم برای کسی تنگ است

این روزها زیاد به خوابم می‌‌آیی رفیقِ روزهای سرخوشی. بی‌گمان تعبیر دارد این‌همه بودنت میان رؤیاهایم. گاهی بی‌خیالِ هرآنچه شکسته‌ای، هی دلم هوایت را می‌کند. هوای خنده‌های مستانه‌ات و اشکهات که این آخریها پشت پلکهایت خانه کرده‌ بودند. هوای آن روزهای بهاریِ دور که می‌دویدی پیِ قاصدک‌های در باد و من نگرانِ هرچه آبروی رفته با باد. هی... چه فاصله‌ی عظیمی‌ست میان روزهامان. راستی هنوز کسی برایت از دیاری دور می‌خواند: «دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می‌آورد...» 

  
نویسنده : سایه ; ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ فروردین ،۱۳۸٤
تگ ها :