هوای گريه با من...

اول: « چشمت ترانه‌ای‌ست

         همسازِ مستْ‌لولیانِ بربط‌نواز عشق

         دمسازِ سازِ کولیِ پیرِ خوش‌نوا

         چون بانگ کوچ قافله‌سار دشت شور...»

 

دوم: دلتنگ کسانی می‌شوم که روزگاری مثل نسیم، دزدانه به کنج تنهاییم سَرَک کشیده، دمی مانده و عبور کردند. بی‌خاطره‌ای حتی. دلتنگ روزهای بی‌خاطره می‌شوم.

 

سوم: عمری گذشته بود انگار از آخرین بار اما همه‌چیز، حتی تَرَک‌های پله‌ها، مثل همان روز اول بود. همان‌جایی که یک‌دنیا خاطره است بی‌آنکه حتی یکی مالِ تو باشد. هیچِ هیچ...

 

چهارم: اول و دوم و سوم بهانه‌ است برای فراموشی تقویم و این‌روزها...

 

پنجم:    


  
نویسنده : سایه ; ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٤
تگ ها :