شعر

« فنجان سر و ته،

انگشتان پرآرزو،

و نيت ناتمامِ هميشه.

قصه‌ي مكرر تك گريه‌هاي شبانه

و سرانگشتِ فرورفته در قهوه‌ي فنجان.

بانو

اين‌بار فال خوش‌رنگي برايم بگير.»

غزال اميري‌نژاد

 

  
نویسنده : سایه ; ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ شهریور ،۱۳۸٥
تگ ها :