و چيزي نوشته مي‌شود

« همین طورهاست

خرده ریز خاطره‌هایی دور

و خرت و پرت‌هایی که سال‌ها

در چمدانی کهنه جا مانده‌اند

و به یک‌باره سرازیر می‌شوند

روی کاغذی که زیر دست تو می‌لرزد

و من گواهی می‌کنم

که همین طورهاست

که کسی می‌گوید: بنویس!

و چیزی نوشته می‌شود...»

 حافظ موسوي

 سرخي روان‌نويس روي كاغذ، ميان خطوط مرتب شده، اثر مي‌گذارد. رعايت نشانه‌ها و فاصله‌ها. خط قرمزي مي‌كشم ميان فاصله حروف از هم جدا افتاده، چشمهام را مي‌بندم و آرام مي‌شمرم تا پنج... دستي ميان فاصله‌هاي سپيدِ حروف با جوهر آبي خط مي‌كشد و قلم را به شيوه‌اي خاص مي‌گرداند و حروفي زاويه‌دار روي كاغذ برجاي مي‌گذارد. عجيب نيست كه آن وسواس غريبِ گهگاه آزاردهنده را من ربوده باشم، از ميان آن‌همه خوب و بد. مثل همان پاييز، اولين يا شايد همان آخرين، زن خواهد گفت كه دانه‌هاي كوچك آبي و كرم‌ را اگر هر روز فرو دهي، فاصله‌ها را نمي‌بيني و آخر جمله‌ها را بي‌آنكه نگران نقطه‌هايش باشي، مي‌خواني و شايد هم به همه حروف سياه نامرتب بخندي و حتي به چيزهاي ديگر. چشمهام را باز مي‌كنم و روي نشانه‌هاي بي‌هنگام با روان‌نويس سرخم خط مي‌كشم...

  
نویسنده : سایه ; ساعت ٧:٥٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ آبان ،۱۳۸٥
تگ ها :