هوای گريه با من...

اول: « چشمت ترانه‌ای‌ست<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

         همسازِ مستْ‌لولیانِ بربط‌نواز عشق

         دمسازِ سازِ کولیِ پیرِ خوش‌نوا

         چون بانگ کوچ قافله‌سار دشت شور...»

 

دوم: دلتنگ کسانی می‌شوم که روزگاری مثل نسیم، دزدانه به کنج تنهاییم سَرَک کشیده، دمی مانده و عبور کردند. بی‌خاطره‌ای حتی. دلتنگ روزهای بی‌خاطره می‌شوم.

 

سوم: عمری گذشته بود انگار از آخرین بار اما همه‌چیز، حتی تَرَک‌های پله‌ها، مثل همان روز اول بود. همان‌جایی که یک‌دنیا خاطره است بی‌آنکه حتی یکی مالِ تو باشد. هیچِ هیچ...

 

چهارم: اول و دوم و سوم بهانه‌ است برای فراموشی تقویم و این‌روزها...

 

پنجم: 

 

  


/ 15 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرستو

سهم ما از عشق، کبوتری است،که جوجه اش را،گربه ای به دندان می برد. آه،سهم ما،از عشق،سیب سرخی است،که دیده نمی شود.موسیقی نوشته هایت آن قدر با ساز ذهن من هم آواست که همواره با خواندن آن ها، نوای غم انگیز آن تشدید می شود

لوتوس

يعنی ميشه رفتن ها رو فراموش کرد؟؟؟؟؟؟؟

satgean

پنجم از همه بهتر بود...

هما

هنوز بعد هز این همه کار، نسیم وصلش اتش می زند هنوز...

لوتوس

اره خوب ٬ تحملمون زياد ميشه...زياد....تا يه جايی که به خودم ميگفتم چه پوست کلفت شدی دختر....ولی سايه جان٬‌اين تحمل اينقدر زيادی زياد شده که دارم خنگ ميشم....فکر ميکنم خودم و زدم به خريت...ديگه تحمل اين همه تحمل رو ندارم...

melody

اما تحمل قسمت ۵ وحشتناک.........

گوشه

سلام نوستالژی باز! دل منم تنگ شده واسه همه اونايی که ازشون فقط يه خاطره مونده. چه تلخ چه شيرين تيکه ای از زندگيم هستن که هيچ کجای دنيا نمی تونم جاشون بذارم.

لوتوس

دمدمای رسيدن تاريکی به روشنی٬ هم ان وقت نه شب مانده نه صبح رسيده...ديدم لوتوسی بر مرداب ٬ برای عابر غريب خوش اواز دست دعا به اسمان ساييد............کاش کاش کاش وزيدن مهری ٬ صدايی٬ خيالی اين هوای ابری را از عابر غريب برباید تا که اوازی نو سرايد

چراغ جادو

خاطره دلتنگی اين دو يار جدانشدنی از هم . ياد روزهای رفته هميشه دلتنگی رو برام به همراه داشته. ديگه به من سر نميزنی؟

لوتوس

هوای غريبت به مرداب ما هم رسيد..... حالا به قول شاعر هی ديده بيار و هی ببار