بگو

"بگو دوستم داری

دوستت دارم‌های تو 

حالم را خوب می‌کند!"

مرضیه احرامی

 

از سفر بازگشته, زنگ می‌زند. ناشتا, تحمل حجم خوشی‌اش را ندارم. نگاه می‌کنم به نامش و بعد به لیوان چای. زنگ‌های طولانی قطع می‌شود. بعدتر می‌آید و بی‌هوا می‌گوید, که دلش برای صدایم تنگ شده و تلفن را نگه داشته که برود روی پیغام‌گیر تا مرا بشنود. یک تکه از آن قندهای ریز ته قندان در دلم آب می‌شود, اما تلخم. از دلتنگی‌های اشتباه و آدم‌های اشتباه‌تر, از این‌که به جای تو دیگری دلتنگ شنیدن صدای من است.

باید برگردانمش, بگویم: سایه بودم؛ دیگر هیچ نیستم. با این حال شما پیغام بگذارید. صدایی که آنِ من نیست و لبخندی که مالِ من, با شما حرف می‌زند و همچنان پاسخگوست.

/ 3 نظر / 52 بازدید
مرجان موفرفری

عشق مگر حتما باید پیدا و آشکار باشد تا به آدمیزاد حق عاشق شدن ،عاشق بودن بدهد؟ گاه عشق گم است؛ اما هست، هست، چون نیست. عشق مگر چیست؟ آن چه که پیداست؟ نه، عشق اگر پیدا شد که دیگر عشق نیست. معرفت است. عشق از آن رو هست،که نیست. پیدا نیست و حس می شود. می شوراند. منقلب می کند. به رقص و شلنگ اندازی وا می دارد. می گریاند، می چزاند. می کوبد و می دواند. دیوانه به صحرا! گاه آدم، خود آدم، عشق است. بودنش عشق است. رفتن و نگاه کردنش عشق است.دست و قلبش عشق است. در تو عشق می جوشد، بی آنکه ردش را بشناسی. بی آنکه بدانی از کجا در تو پیدا شده، روییده . شاید نخواهی هم .شاید هم بخواهی و ندانی .نتوانی که بدانی... محموددولت آبادی برگرفته از کتاب: جای خالی سلوچ

آجي جون

سلامممممم چه وب قشنگی داری خوشم آومد خیلی خوش سلیقه ای عزیزم... میشه یه خواهش کنم؟؟؟؟؟؟ یه انجمن داریم با امکانات عالی فقط دوستای خوبی مثل شمارو نداریم... میشه بیاید سر بزنید؟؟؟؟؟... منتظر هستم فقط زوووووووود هااااااا... FardaForum.IR ‌ ‌‌

فاطمه

سلام خسته نباشی عزیزم وب باحال و پر محتوایی داری ممنون میشم به شبکه اجتماعی ما هم بیای و عضو بشی بیا و من رو هم اد کن اونجا منتظرم عزیزم فعلا بای