یک شعر

« باید باور کنیم

تنهایی

تلخ‌ترین بلای بودن نیست،

چیزهای بدتری هم هست،

روزهای خسته‌ای

که در خلوت خانه پیر می‌شوی

و سال‌هایی

که ثانیه به ثانیه از سر گذشته است.

تازه

تازه پی می‌بریم

که تنهایی

تلخ‌ترین بلای بودن نیست،

چیزهای بدتری هم هست:

دیر آمدن!

دیرآمدن!»

 

آن‌سوی پنجره، سه پرنده کوچک، چارلز بوکوفسکی

/ 5 نظر / 12 بازدید
سارا

دیر آمدن و شاید هرگز نیامدن.

سما

بدترازبلای تنهایی ، بودن درجمعی ست که در آن احساس تنهایی میکنی. گیر میکنی میان یک سلام و خداحافظی و دلت فقط یک چیز میخواهد. خلوتی کوتاه درتنهایی خودت ...

odd one out

شعر زیبایی بود و مرا به فکر واداشت: که این دیر آمدن هم نسبی است.شاید بدتر از تنهایی است ولی بهتر از هرگز نیامدن...شاید برعکس... ولی بدتر از تنهایی این است که با او باشی و با تو باشد و با هم نباشید

کاوه

همیشه دیر...ها بد اند دیر شدن دیر آمدن دیر گفتن