ما صبور بودیم

برای همراه شدن که هیچ، برای دلتنگ شدن هم بی‌اجازه مانده‌ام.

/ 3 نظر / 7 بازدید
نیلوفر

تا کی به دلداری این زخم بی پرهیز هی از سکوت و صبوری سخن میگویی پرنده پر قیچی!

آذین

اجازه نمی خواهد سایه جان... این یکی دیگر اجازه نمی خواهد.

امید

مانده ایم منتظر تا بیاید و طناب از گردن باز کند و گرمای دستانش را بر روی پوست حس کنیم. حالا گیریم طناب را با زنجیر عوض کند یا ان را بیشتر بکشد که خون به مغز هم نرسد. به رابعه کعب بگویید پیش گویی هایش همگی درست هستند: از کشیدن تنگ تر گردد کمند