باز مرا جا می‌گذاری

 Because of love

نه هر وقت می‌خواهمت
هر وقت دلت می‌خواهد می‌آیی
برنامه‌ی منظم روزانه‌ام را
با یک نگاه به‌هم می‌ریزی
تصمیم‌های قطعی تازه‌ام را
با یک لبخند دود می‌کنی می‌فرستی هوا
رویاهایی از آن گونه که دوست می‌دارم
برایم نقش می‌زنی
سرم که گرم شد
پاهام که سست شد
نفست را که کم کم باور کردم
باز مرا
پشت دری که طعم بوسه می‌دهد
جا می‌گذاری...

باز مرا جا می‌گذاری...

رهای آبی

/ 8 نظر / 15 بازدید
سارا

[ناراحت][ناراحت]

سارا

و مرا جا می گذاری بین نگاهت و حضورت.

مونا

و مرا جا می گذاری...

زیستن

[لبخند] سلام

علی

پشت دری که طعم بوسه می‌دهد!!! خوشمزه ترین در عالم!! زیبائی ولطافت تو این شعر موج میزنه یک کلام حال کردم رفیق دمت به اندازه قهوه اسپرسوهای گودو گرم!!

شهاب الدين

سلام هوای وبلاگت به عصر پنجشنبه‌ی دلگیر بارانی می‌ماند که اطراف کوچه‌های امام زاده قاسم قدمی میزند آدم! آن هم تنها.... که آدم بیشتر اوقات وقتی آدم است که تنهاست... اگر چه غم دارد اما غم زیبا