بی‌قراری

«از پرده پنهان نیست.. از این خلوت خسته پنهان نیست.. از این دل شکسته پنهان نیست.. از تو چه پنهان!» يك وقتهايي مي‌شود مثل دیشب، مثل تمام امروز که دوباره برمی‌گردم به روزهای اول و دلم از دلتنگی می‌خواهد منفجر شود. نه فکر کنی مثل دلتنگیهای همیشگی، نه. بی‌قراری است گمانم. دیگر مدارا نمی‌کند، تاب نمی‌آورد، بی‌وقفه به در و دیوار می‌کوبد؛ چه میان یک بزرگراه باشی یا کنج اتاق شبِ هنوز داغ از تابستان نیامده را به دلشوره‌ی فردا بگذرانی. <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

درمان ندارد انگار این درد.

می‌خواهم بعد از دو سال، تمام شب را ماگنولیا بخوانم و به جاده گوش کنم؛ چه اهمیت دارد، بگذار فردا با چشمان پف‌کرده ببینندم.

 

 

/ 9 نظر / 38 بازدید
sara

صداي گريه ات را نشوند بهتر است

محمد جواد طواف

سلام سايه جان... راههاي بسياري بايد پيمود.. فراز و نشيب هاي بسياري را بايد طي كرد... بايد ياد گرفت.. تجربه اندوخت.. بايد ياد بگيريم با مردم مان چگونه حرف بزنيم.. باور كن مردم خيلي خوبي داريم... من اين را زماني كه در سيستان و بلوچستان بودم بيشتر درك كردم...

هواداران

دور دوم به هاشمي راي بدهيد

آرزوها

من چنینم که نمودم / دگر ایشان دانند ...

bluesky آسمون آبی

سلام دوست خوب و عزيز من حق با توست اصلاحات رو نمی شه به زور تزريق کرد ولی حداقل اينکه اونايی که براشون مهمه نشون بدن اهميت اصلاحات رو هرچند که ممکنه مثل ايندفعه و بسياری دفعات مثل يه پتک اتفاقات شگفت آور و رعب انگيز بر ما وارد بشه. خلاصه خدا به خير کنه دوستم. منکه هنوز گيجم !!!

abi bikarane

دلتنگي نكن اين روزها هم مي گذرد.

زنی به نام سیاوش

از همه غربت که عبور می کنی تازه می رسی به دلتنگی ..بگذار دلت با دلتنگی خلوت کند بگذار چشمهامان را سرخ سرخ ببينند...

تین تین

به اين فکر کن که هنوز خيلی ها هستند که دوستت دارند .زندگی ارزشش رو نداره که به خاطر آدمهای بی ارزش حرومش کنيم!دل قوی دار سحر نزديک است

شده ام بت پرست تو قسم به چشمان مست تو

الان که دارم اينو می نويسم بايد بگم خيلی دلم تنگ زمانی که نوشته ها شما رو می خونم بيشتروبيشتردلم مي ترکه ازغصه اخه من رفته بودم با شاديها سازش کنم اما نشد تشنه دلدارو غمگين شدم