پیش از آنکه دیگر دوستت نداشته باشم

آدم ها بعد از هر جدایى، شکست یا بیمارى مى‌خواهند به سرعت تغییر کنند. زن ها اول به تغییرات ظاهرى متوسل مى‌شوند. براى من که همیشه پوزخندى زده‌ام به این تغییرات آنى براى فرار از خودِ گذشته، سال‌ها طول کشید تا تسلیم وسوسه‌ى کوتاه کردن موهایم شوم. هربار که در خیال، این رشته‌هاى زنانگى را مى‌بریدم، به همه‌ى گلایه‌هاى ناگفته‌اى که نشخوار ذهنم بود، رنج ربوده شدن تنها دارایى‌ام از زنانگى هم افزون مى شد و تسلیم نمى شدم. روزها و ماه ها و سال ها... تا همین ماه پیش که رشته‌هاى بلند که لابه لایش تارهاى نقره‌اى هم عیان بود، را دیگر سببى براى وصل ندیدم. همیشه دلم کوتاهترین حالتش را مى‌خواست اما کلافگى آن حالت بلاتکلیف بین کوتاهى و بلندى سرگردان موها مى‌ترساندتم. موها به لطف بى‌حواسى آرایشگر کوتاه‌تر از اندازه‌ى دلخواهم شد. حالا همان حالت سرگردان بلاتکلیف بین کوتاهى و بلندى را دارند. من البته آنقدر بى‌حس شده‌ام که کلافه هم نمى‌شوم. اما خنده‌ى تلخى مى‌آید کنج لبم از این وضعیت بى‌سامان که هراسم بود و بخاطرش لذت کوتاهترین حالت را دریغ کردم از چهره‌ام. مثل لذت‌هاى دیوانه‌وار دیگرى در زندگى...

/ 2 نظر / 86 بازدید
سارا

منم بنظرم تغییرات ظاهری چندان کار ساز نبوده ها.