روزنامه

«مثل روزنامه‌ای
که کلماتش مچاله شده باشد
کلمه‌ای که جوهرش پخش شده باشد
جوهری که رنگش پریده باشد
مثل رنگی...
میان شاه‌‍‌عباسی‌ها
ترنج‌ها و اسلیمی‌ها
دراز کشیده
به تکه‌ای از آفتاب می‌نگرم
که به درون خزیده است

مثل بیدی
که در گنجه‌ی لباسی فرو رفته است
گنجه‌ی لباسی که درش بسته است
دری که کرمش از درون جویده است
کرمی که آفتابش پرورده است
آفتابی که زرد کرده است
کلمات مچاله‌ی روزنامه را...
میان شاه‌عباسی‌ها
ترنج‌ها و اسلیمی‌‌ها
نگاه می‌کنم
به تکه‌ای از آفتاب.»

مهین صدری – ماهنامه فرهنگی هنری ارژنگ – شماره 1- آبان 1387

/ 8 نظر / 21 بازدید
سارا

مثل کلمات ناقص یک شعر می مانم.

نیلوفر

ًوااااای فوق العاده بود . تو یک استعداد عجیب و غریبی توی پیدا کردن شعر داری...

نیلوفر

نه ندارم :) من یک مدتی هست که از سرعت پیشرفت تکنولوژی وحشت زده شدم...هرروز یک چیز جدید میاد....منم تصمیم گرفتم دیگه به روز نشم

مریم

ممنون که بهم سر زدی

زیستن

سلام [لبخند]

لیلی

مجله را بستند، کافه را سوزاندند...دریغ