كسي نمي‌شناسدش

« این زن مرده را کسی نمی‌شناسد

این زن مرده را که ظرف می‌شوید

برای خودش غذا می‌پزد

به تنها گیاهش آب می‌دهد

جلوی آینه لباس عوض می‌کند

نه! همه می گویند حالش خوب است

چرا که هنوز نفس می‌کشد و قلبش می‌زند

چرا که هنوز زیباست و سرپا

همه می گویند ادا در می‌آورد!

نه! این زن مرده را کسی نمی‌شناسد

جز من که هر شب در رختخواب با او دست و پنجه نرم می‌کنم

و هر صبح از دیدنش در آینه یکه می‌خورم.»

رهاي آبي

 

/ 12 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نينا

مرا پناه دهید ای اجاقهای پر آتش ای نعل های خوشبختی و ای سرود ظرفهای مسین در سیاهکاری مطبخ و ای ترنم دلگیر چرخ خیاطی و ای جدال روز و شب فرشها و جاروها ...... .......... ممنون از انتخاب خوبت

مريم

مشكلم ذات اشياء است بي تو و خودكاري كه نمي نويسد! بنفشه حجازي

پرستو

واين مرد مرده را...... درود.

راز

ديگر / راهی نمانده که نرفته باشم / و انديشه ای نيست / که در ذهن گمشده ام / به بن بست نرسد / کجاست آن نقطه پايان / و آن سطر آخر / که قصه اندوهم را / به سر انجام برساند ؟

آبي من

من و تو خوب مي شناسيمش!

شبنم

ويک زن مرده تر منم....که حتی صبح در آئينه به خود نمی نگرم.خسته از اين چهره تکراری چند چهره

مرتضی

سلام مطلب زيبايی نوشتيد ولی نمی دونم که چرا با خوندنش يه حس غريب بهم دست داد شايد علتش دلتنگی خودم باشه بگذريم شما رو هم ناراحت نکنم دوستدار شما مرتضی